أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
16
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
اى پيغمبر چون طلاق داديد زنها را ( كه وصف مطلق شامل همه گردد ) . امر بكارى نشود جز پيش از تحقق آن كار چون طلب موجود ، محال و تحصيل حاصل است . امر شامل كودك شود ولى به شرط بلوغ و شامل معدوم گردد به شرط وجود او در آينده و فهم خطاب تكليف ، روا است توجه امر به كسى كه دانسته شود در آينده از انجام مأمور به عاجز مىشود يا مانعى پيدا مىكند يا پيش از آن خواهد مرد ، چون مىشود مصلحت در نفس امر باشد و در اينكه مكلف معتقد بدان گردد و لطف آن اينست كه مأمور با نيت بانجام آن ، مستحق ثواب شود و مايهء اصلاح حال مكلفين ديگر گردد كه شرائط انجام آن را در آينده دارا هستند . اما خطاب و تكليف معدوم بطور مطلق يا جمادات بيجان و يا مردگان محال و نشدنيست . و خود لفظ امر هم امر است به خودى خود و دلالت بر وجوب دارد . اما « نهى » كه بازداشتن از كاريست در هر زبانى صيغه و تعبير مخصوص به خود دارد كه از مطالب ديگر جدا است و در زبان عرب صيغهء « لا تفعل » است يعنى مكن به شرط اينكه مطلق باشد . و نهى از تو صادر نباشد مگر بزيردست تو كه بايد انجام دهد مانند امر كه فرمان بزيردست است . نهى از چيزى و كارى دليل است كه بايد تا هميشه ترك شود مگر اينكه مخصوص حال و يا زمانى باشد و در جز آن دلالت بر ترك ندارد . « خبر » گزارش از واقعهاى باشد و مىشود راست باشد و يا دروغ و عبارت مخصوصى دارد كه در معنا از مخالف آن كه « انشاء » است جدا و ممتاز است و بسا كه صيغهء آن را در جز معنى خبرى بطور استعاره و مجاز به كار برند چنانچه الفاظ ديگرى را براى جز معنى حقيقى خود بطور مجاز به كار برند خدا عز و جل ( 97 - آل عمران ) فرموده هر كه در آن درآيد ( يعنى در خانهء كعبه ) در امان باشد كه صيغهاى است براى خبر و گزارش